-
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
کتاب آبنبات رمان جذاب و عشقی که بر گرفته از احساسات و عواطف یک خانم به همسرش و در راه رسیدن و پا برجا نگهداشتن آن از ثروت و جایگاه و اعتبارش می گذرد ولی حوادث عجیب و فراز و نشیبی که در زندگیش اتفاق می افتد که داستان جور دیگری رقم می زند..... -
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
غم انگیزترین اتفاق دنیا این است که دو نفر عاشق یکدیگر باشند. و یک روز یکی از آنها دل بکَند و دیگری را در این عشق تنها رها کند. -
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
داستان یک ایرانی که برای تحصیل به آمریکا مهاجرت می کند و با فارغ التحصیل شدن عشقی کوتاه و ناموفقی داشته به ایران برمی گردد و یکی از مدیران سازمان میشود که زندگی صحنه ای دیگری از عشق را نشان می دهد و این بار دخترعمویش عاشق پسرعمو شده و اتفاقاتی که پیش می آید. -
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
فاصله طبقاتی همواره دغدغهام بوده. دختری از طبقه متوسط با پشتکار و جدیت جراح حاذق قلب میشود و پسری از طبقه مرفه عاشق این دختر میشود اما دختر به او و خانوادهاش جواب منفی میدهد. اما اتفاقاتی رخ میدهد که.... -
تخفیف خورده
چشم های شقایق می دید و نمی دید اما شامه او با تمام قدرت بوی مرگ را به درونش می کشید، انگار روی تمام درختان و ابرها ی در حال حرکت جنگل ابر گرد مرگ پاشیده بودند که دهان های گرگها در تقلای تکه تکه کردن شقایق باز مانده بودند. شقایق مستاصل و درمانده به چهار سویش می نگریست او بغض کرده و رنگ باخته بود،گرگها نگاهش می کردند او هم نگاهش بر درنده ترین آنها ثابت بود صدای زوزه گرگها اوج می گرفت و فرصت شقایق رو به پایان بود پس او یک قدم به سوی سر دسته گرگها برداشت گرگ هم مصمم چشم در چشم او دوخت،چشم های شقایق لبریز از اشک شدند و دست هایش با رعشه ای شدید از ترس و درد لرزیدند و سر دسته گرگها آب دهانش را با لذت فرو دادو با ابهت به طرف شقایق که چون پیکره ای بی جان ایستاده بود چشم گرداند، دل شقایق فرو ریخت،مرگ خودش را حس کرد و آخرین هوا را به درون خود کشید. گرگ به سمت او آمد و شقایق را به دنبال خود کشید اتحاد بین گرگها برای خفه کردن شقایق اغازشدورشته های درخشان آبشار موهای خرمایی اش که بر پشتش ریخته بود بین پنجه های تیز گرگها و تندر بورانها به رقص در امد. شقایق میان آرواره های گرگها ی گرسنه ارام گرفت بعد سر دسته گرگها دو تکه از بدن او را جدا کرد و از معرکه خارج شد سپس گرگها ی دیگر چشم در چشم هم شدندو طعمه را بر کف جنگل انداختند و شروع به تکه تکه کردن ان کردند و در گرداگرد جنازه به عروسی و شکم سپری پرداختند آن گاه پوزه های خونی شان را لیسیدند و به سوی اعماق تاریک تری از جنگل ابر گریختند....
-
تخفیف خورده
رمان جذاب و عشقی که با شکست آن روبرو میشود و با این تجربه مهاجرت میکند به کشور اروپایی و شروع دوباره زندگی با هدف و انگیزه بزرگ و ادامه تحصیل و بازگشت به وطن با دست پر. ولی اینبار گریبان گیر عشقی با عطفت و مهربانی و شادابی و اتفاقات دیگر داستان..... -
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده
-
تخفیف خورده